اصاب يختی ...

اخ شدنم خيلی بدجوره هااااا ... آخه چقد گند زدن انجام بدم ؟5.gif .. آقا ديشب رفتم سروخت يخچال شيرنی بردازم بعلاوه چاييش کنم که يهو اشتبکی دستم با پلاستيک تخمرغا آشنا شد .... جاتون خالی اونم نامردی تو کارش نبود ، از اون بالا شافتالابلی سوقوطش آزاد شد رو زمين و انفجار تخم مرغ سر گرفتن گرفت . اولش طبيعی کردم و رفتم با شيرنی نشسم وردل مامان بابا ..... سيم ثانيه نشد که طی شورو گرديدن عمليات کرکوکی جفت لنگی شدم تو آشبزخونه و با دسمالتره فرش رو لته زدم و ۵ دقيقه هم لته زدم و بازم فرش رو زدم لته و بازم .....تفاله تخمرغا رو هم يجوری گم و گوريدم و پشبندش هم يه آخيش سر دادم .....4.gif
* * * * *
ولی امروز صب که کپه بلند کردم می دونين چی شد ؟2.gif
رفتم تو آشبزخونه صوبونه بريزم تو شيکمم که ديدم آشبزخونه بوی گند تخمرغ گنديده می سراياند .... فرش هم سفيدک زده بود .. مامان هم همه چيزو دونسته بود ... تازشم ، اجساد تخمرغا رو هم پيدا کرده بود 9.gif . واااای که چقد خجلت کشيدم .7.gif

/ 0 نظر / 4 بازدید